آموزشی, مقالات

چرا با وجود یادگیری زیاد، تغییری در زندگی‌مان نمی‌بینیم؟

فکر می‌کنی آموزش دادن، یادگیری را عمیق‌تر می‌کند؟

چرا با وجود یادگیری زیاد، تغییری در زندگی‌مان نمی‌بینیم؟

نقش آموزش دادن در تبدیل دانش به عمل

اگر احساس می‌کنید کتاب می‌خوانید، دوره می‌بینید و پادکست گوش می‌دهید اما تغییر محسوسی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌شود، احتمالاً در چرخه «یادگیری بدون اجرا» گرفتار شده‌اید. در این مقاله یاد می‌گیرید چگونه با آموزش دادن، دانسته‌ها را به عمل تبدیل کنید.

مقدمه

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از تمام کردن یک کتاب یا یک دوره آموزشی، احساس کنید چیزهای زیادی یاد گرفته‌اید. چند روز انگیزه داشته باشید، درباره آن با دیگران صحبت کنید و حتی تصمیم بگیرید از فردا همه چیز را تغییر دهید.

اما چند هفته بعد، وقتی به زندگی‌تان نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید تقریباً هیچ چیز تغییر نکرده است.

نه چون آموزش بد بوده است.

نه چون شما استعداد کافی ندارید.

و نه حتی به این دلیل که اراده ضعیفی دارید.

مشکل اینجاست که مغز انسان بین «فهمیدن» و «توانایی انجام دادن» تفاوت بزرگی قائل است؛ تفاوتی که بسیاری از ما هرگز به آن توجه نمی‌کنیم.

چرا احساس می‌کنیم یاد گرفته‌ایم؟

یکی از شناخته‌شده‌ترین خطاهای ذهنی، توهم یادگیری است.

وقتی مطلب جدیدی می‌خوانیم، احساس آشنایی با آن پیدا می‌کنیم. همین احساس آشنایی باعث می‌شود مغز تصور کند آن مهارت را یاد گرفته است.

در حالی که هنوز هیچ تغییری در رفتار ما ایجاد نشده است.

به همین دلیل است که ممکن است بعد از خواندن چند کتاب درباره مدیریت زمان، هنوز همان الگوهای قبلی را تکرار کنیم.

دانستن، معادل توانستن نیست.

مغز چگونه یادگیری را تثبیت می‌کند؟

پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهد اطلاعات زمانی ماندگار می‌شوند که مغز مجبور شود آن‌ها را بازیابی، سازمان‌دهی و بازتولید کند.

به بیان ساده‌تر، اگر فقط مصرف‌کننده آموزش باشیم، بخش بزرگی از مطالب خیلی زود فراموش می‌شوند.

اما وقتی همان مطالب را برای فرد دیگری توضیح می‌دهیم، اتفاق متفاوتی رخ می‌دهد.

مغز مجبور می‌شود:

  • مفهوم را دوباره مرور کند.
  • ارتباط بین ایده‌ها را پیدا کند.
  • مثال مناسب بسازد.
  • نقاط مبهم را تشخیص دهد.

در این فرآیند، یادگیری از حالت سطحی به یادگیری عمیق تبدیل می‌شود.

چرا آموزش دادن، خود نوعی تمرین است؟

بسیاری تصور می‌کنند ابتدا باید متخصص شوند و بعد آموزش بدهند.

اما واقعیت برعکس است.

آموزش دادن، بخشی از مسیر متخصص شدن است.

وقتی تلاش می‌کنید یک ایده را به زبان ساده توضیح دهید، متوجه می‌شوید کدام بخش را واقعاً فهمیده‌اید و کدام بخش هنوز برای خودتان مبهم است.

به همین دلیل، بسیاری از استادان دانشگاه، نویسندگان و مدرسان حرفه‌ای اعتراف می‌کنند که بخش زیادی از یادگیری‌شان در زمان تدریس اتفاق افتاده است.

یک اشتباه رایج

بعضی افراد سال‌ها منتظر می‌مانند تا «همه چیز را کامل یاد بگیرند» و بعد شروع به تولید محتوا یا آموزش کنند.

اما این روز هیچ‌وقت نمی‌رسد.

چون دانش، مرز مشخصی ندارد.

همیشه کتاب جدیدی وجود دارد.

همیشه پژوهش تازه‌ای منتشر می‌شود.

همیشه احساس می‌کنید هنوز آماده نیستید.

اگر منتظر کامل شدن بمانید، احتمالاً هرگز شروع نخواهید کرد.

چگونه از چرخه یادگیری بدون اجرا خارج شویم؟

برای هر آموزشی که دریافت می‌کنید، این چهار مرحله را انجام دهید:

۱. فقط یک ایده را انتخاب کنید.

بعد از پایان کتاب یا دوره، به جای یادداشت کردن ده‌ها نکته، فقط یک ایده را انتخاب کنید که بیشترین تأثیر را دارد.

۲. همان روز آن را اجرا کنید.

حتی اگر اجرا فقط پنج دقیقه طول بکشد.

هدف، ایجاد حرکت است؛ نه اجرای کامل.

۳. آن را برای یک نفر توضیح دهید.

لازم نیست کلاس برگزار کنید.

می‌توانید:

  • یک استوری ضبط کنید.
  • یک پست کوتاه بنویسید.
  • برای دوستتان توضیح بدهید.
  • در دفتر خودتان خلاصه‌اش را بنویسید.

مهم این است که مغز مجبور به بازسازی اطلاعات شود.

۴. بازخورد بگیرید.

وقتی دیگران سؤال می‌پرسند، تازه متوجه می‌شوید کدام قسمت را هنوز خوب نفهمیده‌اید.

این بازخورد، یادگیری شما را عمیق‌تر می‌کند.

اگر وقت کمی داریم چه؟

بسیاری از افراد تصور می‌کنند برای یادگیری عمیق باید ساعت‌های طولانی مطالعه کنند.

اما اگر زمان محدودی دارید، بهتر است به جای مصرف آموزش‌های متعدد، از هر آموزش بیشترین استفاده را ببرید.

گاهی یک ایده که همان روز اجرا و آموزش داده شود، ارزش بیشتری از ده‌ها ساعت مطالعه بدون عمل دارد.

کیفیت یادگیری مهم‌تر از حجم یادگیری است.

جمع‌بندی

مشکل بسیاری از ما کمبود اطلاعات نیست.

مشکل این است که اطلاعات را به رفتار تبدیل نمی‌کنیم.

اگر می‌خواهید فاصله بین دانستن و عمل کردن کمتر شود، از امروز یک قانون ساده را امتحان کنید:

بعد از هر آموزش، فقط یک اقدام کوچک انجام دهید و همان نکته را برای یک نفر توضیح دهید.

شاید این کار در ابتدا ساده به نظر برسد، اما به‌مرور باعث می‌شود دانسته‌هایتان به مهارت تبدیل شوند و یادگیری از یک فعالیت منفعل، به ابزاری برای تغییر واقعی زندگی تبدیل شود.

نتیجه‌گیری

رشد واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که یادگیری، اجرا و آموزش در کنار هم قرار بگیرند.

اگر فقط یاد بگیریم، دانش انباشته می‌شود.

اگر فقط اجرا کنیم، ممکن است اشتباهاتمان را تکرار کنیم.

اما وقتی یاد می‌گیریم، اجرا می‌کنیم و سپس آن را به زبان خودمان آموزش می‌دهیم، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که هم رفتارمان را تغییر می‌دهد و هم درکمان را عمیق‌تر می‌کند.

همین چرخه، پایه عملگرایی پایدار است.

تمرین ۵ دقیقه‌ای

بعد از هر کتاب، پادکست یا دوره‌ای که امروز استفاده کردی:

  1. فقط یک نکته را انتخاب کن.
  2. آن را در دو جمله روی کاغذ بنویس.
  3. همان امروز برای یک نفر با زبان ساده توضیحش بده؛ حتی اگر فقط در قالب یک پیام صوتی باشد.

سپس مقاله امروز را دوباره مرور کن و از خودت بپرس:

«من امروز فقط چیزی یاد گرفتم، یا واقعاً یک قدم به عمل نزدیک‌تر شدم؟»

 

author-avatar

درباره samaneradmerikhi

مربی یادگیری براساس ذهن آگاهی و مدیریت استرس فارغ التحصیل ارشد مدیریت آموزشی با معدل برتر و دارای گواهینامه مستری آموزش از آکادمیMPT اتریش. نویسنده کتاب رشدفردی به سبک یک مریخی شگفتانه

دیدگاهتان را بنویسید